خبرنگار اصفهانی
خبرنگار اصفهانی
درباره من

نام و نام خانوادگی: نفیسه حاجاتی حرفه :روزنامه نگار کاردر : 1-روزنامه اصفهان زیبا 2- هفته نامه شهروند امروز 3-روزنامه اصفهان امروز ایمیل :nistanford@gmail.com وبلاگ شخصی :http://nafisehinstanford.blogfa.com/ فتوبلاگ :http://nafisehinstanford.multiply.com/photos

آخرين ارسال ها
منوي وبلاگ
دوستان
    لينک ها


    صفحه 1 از 1
    صفحه قبل | صفحه بعد
    1385/9/15 - نمايشگاه +کاريکاتور+مهدی تميزی+اصفهان+مطبوعات
    ارسال شده در شاخه هفته نامه شهروند امروز

    نمایشگاه آثار اولین کاریکاتوریست مطبوعاتی اصفهان

    کاریکاتور مطبوعاتی سند تاریخی استیکشنبه 12آذر 1385- سال اول – شماره 18 - صفحه 14(صفحه فرهنگ) 

            

    شنبه چهارم آذرماه 1385 ،ساعت چهاربعد از ظهر،تعداد زیادی از علاقمندان کاریکاتور در نقش خانه حوزه هنری اصفهان دور هم جمع شدند تا نمایشگاه آثار " نخستین کاریکاتوریست مطبوعاتی اصفهان"را ببینند.قاعدتا "مراسم افتتاح "ای درکار نبود و آقای تمیزی یک کاربسیار جالب انجام داده بودند ،همه صحبتهایشان را به صورت مکتوب در چند تابلوی ابتدایی گفته بودند و در جواب درخواست مصاحبه ،راحتترین کار ارجاع دادن این جانب به آن تابلوها بود ولی خب چون قاعدتا امکان ندارد که کسی بتواند از دست خبرنگاری فرار کند ،در طول بازدید از نمایشگاه ،تاحدی سوالاتم را پرسیدم !

    "از همان سال 1373 که تازه کاریکاتور را شروع کرده بودم ،علاقه خاصی به تمرکز روی یک موضوع خاص داشتم .تمام فکر را روی یک نقطه جمع کردن خیلی جالب است .اولین موضوعی که به عنوان پروژه برای خودم تعریف کردم سربازهای هخامنشی یا به عبارتی ،چیزهای زیبایی که در تخت جمشید داریم یا داشتیم (!)بود .تصاویر را خوب می دیدم و بعد با آنها شوخی می کردم .در آن ابتدای کار یادم نیست که طنز تلخی کشیده باشم .موضوع پایان نامه سال چهارم دبیرستانم نیز همین بود اما تصویر سازی بود و گرافیک .در ضمن ناگفته نماند که 20 هم گرفتم !از همه اساتیدم در هنرستان متشکرم آقایان علی احمدی ،منصور دادمهر و...و محمد موحدیان عطار که درسال 73 با فرستادن من به هفتمین جشنواره هنرهای تجسمی جوانان سراسر کشور ،راه مهمی را در مسیر هنر کاریکاتور برایم رقم زد .خیلی از اساتید دیگری هم بودند که حتی وجودشان آموزنده بود چه در طول هنرستان و چه قبل از آن مثل خانم طباطبایی ،معلم کلاس اول دبستان و محمود نیکبخت معلم کلاس آخر دوره راهنمایی ..."متن بالا گزیده ای از صحبتهای مکتوب " موسس و مدیر خانه ی کاریکاتور اصفهان "بودکه در دومین تابلوی نصب شده در نمایشگاه نوشته شده است .در این تابلوها مسیر زندگی هنری آقای تمیزی به زبان تغریبا طنز ترسیم شده ،از شروع کار تا زمان حال .

    "موسس و عضو هیئت مدیره انجمن سه رخ " درهنرستان هنرهای زیبای اصفهان رشته‌ی گرافیک خوانده و پنج سال بعد در رشته هنرهای نمایشی دانشگاه سوره اصفهان قبول شد ." سال اول دانشگاه هیچ ربطی بین هنرهای تجسمی و هنرهای نمایشی ندیدم و حضورم را دراین رشته بی مفهوم می دانستم اما به واقع این طور نبود .نمایش سه اصل مهم دارد که اگر یکی از آنها نباشد چیزی به مفهوم دقیق نمایش اتفاق نخواهد افتاد .بازیگر ،صحنه ،تماشاگربه نظرم کاریکاتور،تنها هنری در بین هنرهای تجسمی است که با واژه هایی زدیک به آن سه اصل موجود در هنر نمایش ،حضور خود را به دنیای هنر معرفی کرده است .کاریکاتوریست ،اثر،مخاطب هنرهای دیگر این طور نیست . می شود در کنج خانه نشست و طرحی زد و نگاه داشت .چه مخاطب داشته باشد و چه نداشته باشد .اما کاریکاتوری که دیده نشود هیچ وقت دیده نخواهد شد!از عناصر مشترک بین نمایش و کاریکاتور نیز کاراکتر(شخصیت)است.شناخت و تحلیل شخصیت ،سعی در برقراری ارتباطش با بیننده ،پرداختن به رفتارش و...خلاصه سعی کردم از رشته ای که در آن قبول شده بودم . استفاده مطلوبی ببرم.راستی در طول این 6 سال تحصیل توانستم چندتایی نمره بالاتر از 17 بگیرم البته بیشتر از این هم نمی خواستم نمره بگیرم چون ممکن بود ریا بشود!" 

    کاریکاتور هنر نو ظهوری نیست ولی به گفته "نخستین کاریکاتوریست مطبوعاتی اصفهان"اوج حضور و رونقش درمطبوعات ایران  از سال 76 آغاز  شد ." سال 76 این امکان را به وجود آورد که رنسانسی در کاریکاتور و به ویژه کاریکاتور مطبوعاتی رخ دهد و این همان اتفاقی است که در هر صد سال یک بار رخ می دهد .کاریکاتورها به صفحه اول آمدند و کاربه جایی رسید که حرف اول را می زدند ...کارمطبوعاتی ام را از همان سال 76 با هفته نامه های سراسری صدا ،سپیده ،امید جوان و هفته نامه های محلی تندر ،نصف جهان ،پیام و همشهری اصفهان شروع کردم .به واقع همه چیز بوی ژورنال می داد .همه چیز داغ داغ بود و به روز .هیچ وقت خبر تازه نایاب نمی شد .هیچ وقت خبری هم بیات نمی شد .هر9 روز یک اتفاق و این شوخی بردار نبود .طراحی ،رنگ کامپیوتری و ارسال .اما کاریکاتور مطبوعاتی فقط می تواند مثل سندهای تاریخی عمل کند.کاریکاتوریستش هم تنها یک وقایع نگارمی شود و قدرتش در شکارموضوع ،پرداخت سریع و اجرا خلاصه می گردد.به قول"آرتیست "ها ،بار "آرت"کارها ریزش می کند ."

    در بین همه آثار موجود در نمایشگاه ،تعداد کارهای رنگی بسیار کمتر از کارهای رنگ نشده است ،آقای تمیزی دراین باره می گوید : کاررنگی اگر موضوع را زیرمجموعه خود نکندو تکنیک خوبی داشته باشد خوب است .اما کار رنگ نشده برایم جالب تر است .یکی از نکات جالب توجه کارهای آقای تمیزی ،کمبود کاریکاتورهای چهره دربین آثارشان است .چرا ؟ "زیاد روی کاریکاتور چهره کار نکردم .بیشتر دوست دارم کاریکاتور چهره را ببینم تا بکشم .به همین خاطر به مردم زیاد نگاه می کنم !کاریکاتور چهره را از دومنظر می توان دید .اول این که تنها برای خنداندن کارشده اند و دوم این که قرار است وظیفه ای غیر از خنداندن را به دوش بکشند .دومی را بیشتر می پسندم ."

    یکی از اصلی ترین اهداف برپایی نمایشگاههای هنری ،نقد آثار به وسیله هنرمندان صاحب نظر صنف مربوطه است .آقای" وحیدشریفی "یکی از کاریکاتوریستهای شناخته شده اصفهان ،نیز برای بازدید از نمایشگاه آمده بودند ،این فرصت را مغتنم شمرده و از ایشان درباره نمایشگاه سوال کردم :" این نمایشگاه سیر تحول کارهای مهدی تمیزی ( از سال حدود 74، 75 تا به حال )است. چندتایی به صورت متن است که در آنها توضیح داده که چه روالی را طی کرده وتعدادی هم آثارش است که در این کارها سیر تحول خطهایش وبه خصوص شخصیت خطش را می بینیدو متوجه می شوید که هرچه پیشرفت  کرده ،به یک کاراکتر خاص رسیده ( چه از نظر جنس خطش و چه از لحاظ موضوعاتی که به سراغشان می رود و زبان و لهجه خاص طنزی که برای خودش انتخاب کرده) و الان که داریم با هم حرف می زنیم مهدی تمیزی دارای یک کاراکتر خاص هنری شده و راه خودش را پیدا کرده به این ترتیب که نه می توانیم بگوییم از کسی در کارهاش رد پایی است یعنی الگو گرفته نه کسی را مشابهش می بینیم در کاریکاتوریستها. در ضمن جنس طنزش نه طنز سخیف و پیش پا افتاده ای است که فقط با یک لبخند زدن تمام شود و نه خیلی طنز سیاه و تلخی است که آدم را به گریه وادارد درضمن این که  شوخ طبعی درآنها می بینید ، تفکر و فلسفه ای هم پشتش نهفته است ودر آخر هم برایش آرزوی موفقیت می کنیم..".

    در بیوگرافی "دبیر سرویس اولین صفحه‌ی طنز و کاریکاتور در مطبوعات اصفهان " کلماتی چون "اولین "و "نخستین"زیاد می بینید که متصل شده اند به کلماتی چون "مطبوعات "،"اصفهان "،"طنز"و "کاریکاتور"!از سال 76 تدریس کاریکاتور را درحوزه هنری شروع کرد و سال 81 بود که به مناسبت سال گفت و گوی تمدن ها ، 40کاریکاتور مطبوعاتی سه سال گذشته اش  را درنمایشگاهی به نام"هیچ جز بار سکوت  "به نمایش گذاشت که اولین نمایشگاه کاریکاتورهای مطبوعاتی در استان اصفهان نام گذاری شد و آقای مهدی تمیزی به عنوان نخستین کاریکاتوریست مطبوعاتی استان اصفهان شناخته شد.

     اولین ویژه نامه طنز و کاریکاتور درمطبوعات اصفهان را برای نوروز 81 آماده کرد که هفته نامه پیام آن را به چاپ رساند.سپس در هفته نامه نصف جهان از همان سال 81 اولین صفحه طنز و کاریکاتور را به همراه گروهی از هنرمندان اصفهانی راه انداخت و این نخستین باری بود که یک گروه مطبوعاتی طنزبه صورت حرفه ای در اصفهان دور هم جمع می شدند ولی داستان به همین خوبی پیش نرفت این قسمت از داستان را مستقیما از روی تابلوی سوم نمایشگاه برایتان نقل می کنم :"در همین صفحه بود که وحید شریفی کاریکاتوری از خسرونشان (مدیر کل وقت اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان اصفهان )چاپ کرد و به مدیرکل و معاونانش که به اصفهان کوچ کرده و رسومشان صدها کیلومتر از جغرافیا و فرهنگ اصفهان فاصله داشت ،برخورد.اگر او مدیرکل اداره ای غیراز این بود به نوعی ناراحتی اش قابل هضم بود ،خلاصه به این دلیل یا هردلیل دیگر ،انجمن کاریکاتور اصفهان بسته شد .."

     .خبرنگار صدا و سیما از " موسس و مدیر خانه ی کاریکاتور اصفهان"درباره انجمن کاریکاتور اصفهان سوال کردو آقای تمیزی که هم اکنون مانند خیلی از هنرمندان شهرستانی ،درتهران زندگی می کند ،پاسخ داد :" انجمن کاریکاتور اصفهان بعد از این که در سال 73 بچه های کاریکاتوریست دور هم جمع شدند و یک کانون کاریکاتور راه انداختند،سال 78 تشکیل شد و لی متاسفانه به خاطر کج سلیقگی و عدم فهم صحیح مسئولین، این انجمن 4 سال بعد متوقف شد. انجمن کاریکاتور اصفهان اولین انجمن رسمی ایران بود که در رشته کاریکاتور تاسیس و ثبت شد. امروز هم تمام مشکلات (درهمه شهرستانها)به دلیل عدم فهم صحیح است .اگر که همه آگاهی هایی که در تهران است در شهرستانها نیزبه وجود بیاید ،دلیل ندارد که هنرمندان از شهر خودشان دور بشوند و بخواهند که در پایتخت زندگی کنند. امیدوارم که روزی بیاید که کسانی که به پایتخت رفته اند دوباره به شهر خودشان برگردند."

    .مهدی تمیزی درمورد کاریکاتوریستهای اصفهانی و فضای کار در این شهر تا کید می کند که کاریکاتورستهای خوبی وجود دارند اما امکانات لازم برای کارکردن نیست. "مطبوعه داریم ،روزنامه داریم خوشبختانه، ولی متاسفانه مدیر مسئولان یا اربابان جراید اجازه نمی دهند که اینها به راحتی کارکنند البته منظورم از راحتی این نیست که هر چیزی که می خواهند بکشند ،بالاخره درهرچیزی گزینشی وجود دارد ولی این سختگیری ها باید کمتر شود.کاریکاتوریستهای اصفهان هفته ای یک بار دورهم جمع می شوند ، فضای خوبی است ولی هیچ وقت نمی شود که هنرمندا ن جامعه ای بدون پشتیبانی و مساعدت مسئولین بتوانند کارکنند. کسی درآمد هنگفتی ندارد اصلا .درآمد مادی درکارنیست ،اگر بخواهیم ریالی حساب کنیم ،خیلی بیش از این حرفها ، شخص، چشم و انگشت و وقت خودش را صرف این کار کرده .دلم می خواهد  روزی برسد که هنرمندان دراصفهان ،تهران و بقیه شهرستانها از حمایت مسئولین برخوردار شوند."

    نمایشگاه ،نسبتا شلوغ است هنرمندان و دوستان آقای تمیزی با جعبه شیرینی و دسته گل آمده اند ،چیزی هم به پایان اولین روز نمایشگاه نمانده پس فقط دو سوال کوتاه دیگر می پرسم.

     آقای تمیزی ،نظرخودتان درمورداین نمایشگاه چیست ؟ببینید !نمایشگاه انفرادی یک حسن دارد، این که انسان مثل یک متهم ،دقیقا مورد قضاوت قرارمی گیرد ،یعنی قرارنیست کنارکارش کارکس دیگری ای باشد و ذهنها منحرف شود ،پوستر،کارتها ،آثار وحتی نورپردازی و نظافت نمایشگاه ،همه چیز متعلق به یک نفراست . این که خودم نقد می شوم خیلی خوب است ولی متاسفانه در اصفهان این اتفاق نمی افتد ،به این دلیل که در اصفهان  ، رودربایستی ها هنوزخیلی زیاده برای نقد و بررسی آثارحتی  هنری وحتی هنرمندان نقاشی که خیلی هستند ،درتهران این اتفاق خیلی بهتر رخ می دهد ...اما هیچ کس قصد ندارد که از نمایشگاهش راضی باشد یعنی هرکس از کارخودش راضی باشد ،مردوداست .به این دلیل که حتما بهتر از این می توانسته باشدولی خب تا این حدش را توانسته ایم بگذاریم .

    چند درصد راضی هستید ؟ "حدود 40 درصد.اگر می گذاشتند کارهایی که خودم دوست داشتم رادرنمایشگاه بگذارم  ،می شد 50 درصد ...البته نه من که  هر آرتیسیتی نمی تونه کارهایی که واقعا برای دلش کشیده را بگذارد چون هم خودمان درزمان خلق اثر، دچارخودسانسوری هستیم هم وقتی که اثر خلق می شود به سانسور می افتد ...اگر محیطی بود که فقط قرار بود هنرمندان بیایند،کج فهم ها و کج سلیقه ها، آنهایی  که برداشتهای اشتباه می کنند نیایند خیلی بهتر بود .ولی متاسفاتنه نمی شودو احتمالا حالا حالا ها هم این اتفاق نمی افتد ،می دانید چه قدر خوب بود که  جایی مثل دانشگاه هنر درهرشهری می شد پاتوق آثاری که سانسور نمی شدند ولی وقتی که ما می رویم در کتابخانه دانشگاه هنر و می بینیم که روی عمده آثار برجسته جهان عکس چسبیده و فرق بین مستهجن در هنر و مستهجن در اجتماع هنوز درک نمی شود خوب آن جا نمی شود این کاررا انجام داد جای دیگر هم نمی شود . 

    درپایان گزارش بهتر است به این متن نوشته آقای تمیزی درمورد نمایشگاه خودشان اشاره کنم که متن جالبیست متناسب با یک نمایشگاه کاریکاتور!" نمایشگاه حاضر ،مجموعه ای از کاریکاتورهای مطبوعاتی و غیر مطبوعاتی می باشد .استفاده از رنگ در میان کارهای مطبوعاتی تنها ابزاری بوده برای سرعت عمل .کاریکاتورهای غیرمطبوعاتی به طور دقیق ،آثار شخصی من است .درمیان این آثار به دوموضوع "جنین"و "زن"پرداخته شده که چند اثر از این دو پروژه در نمایشگاه وجود دارد.از این که زحمت کشیدید و آمدید متشکرم .اگر نبودم با یک چیزی که بعدا بشود پاکش کرد روی در بنویسید "آمدیم ،نبودید"اسم خودتان را هم بنویسید .اگر عمری بود ،خدمتتان می رسم !" 

               

     


    نظرات ( 2 ) [ارسال نظر] :: لينک ثابت


    1385/7/28 - جوانترین +کاتب+ قرآن
    ارسال شده در شاخه هفته نامه شهروند امروز

    گفت و گو با جوان ترین کاتب قرآن آرامش دردرون خویشیکشنبه 16مهر 1385- سال اول – شماره 10 - صفحه 14(صفحه فرهنگ)

    چندی پیش نمایشگاهی از آثار خط سیدرسول آقامیری ،جوانترین کاتب قرآن مجید ،در نگارخانه کوثر اصفهان برگزار شد ،به همین بهانه به سراغ او رفتیم و بعد از دیدن نمایشگاه با او در مورد کارهایش به گفت و گو نشستیم .

    >> آقای آقامیری ،کارها واقعا زیبا و تاثیر گذار بودند  لطفا از خودتان که جوانترین کاتب قرآن هستید برایمان بگویید .      

    - من سید رسول آقامیری ،متولد 1359در شهر اصفهان هستم ،خوشنویسی را از سال 1374 در انجمن خوشنویسان اصفهان شروع کردم و ۱۰ سالی هست که در این زمینه فعالیت می کنم .در سال 1379 موفق به اخذ مدرک ممتازدر رشته خط نسخ و نستعلیق  از انجمن خوشنویسان شدم . در سال 80 کتابت قرآن را شروع کردم ،چیزی که فکر می کنم آرزوی هر خوشنویسی هست چون به نظرم  کتابت قرآن اشرف بر تمام مراحل خوشنویسی است و به نظرم توفیق ،توانایی و نظر خاصی از سوی خداوند می خواهد.کارمشکلیست و صبر زیاد  می خواهد ،به هر حال من در سال 82کتابت قرآن را  به پایان رساندم در واقع یعنی از 20 سالگی تا 22 سالگی کتابت قرآن را انجام دادم .در آن موقع کسی نبود که در این سن این کار را انجام داده باشد و جوانترین کاتبی که از سوی "ارشاد "معرفی شده بود ،28 ساله بود و به همین علت در سال 82 از طرف وزارت ارشاد به عنوان خادم قرآن و جوانترین کاتب قرآن معرفی شدم . 

    >>  کارهای شما فقط خوشنویسی نبودند ،علاوه بر خط زیبا،کارهای گرافیکی  جالب، آنها راجذاب ترکرده اند ،لطفا در این . - بله ، من خیلی به کارهای خوشنویسی ،گرافیک و خطوط بنایی و معماری سنتی و طرح های قدیمی علاقه مند بودم و دوست داشتم در این نمایشگاه این دو مبحث را باهم تلفیق کنم یعنی بحث گرافیک وخطوط بنایی و معماری سنتی را وارد خط نستعلیق کنم و این دو را در کنار هم و با هم ارائه بدهم و فکر می کنم تا حالا کسی به این کار دست پیدا نکرده این کار را نکرده است .ببینید ،شهرما یک شهر تاریخیست که معماری های زیادی فراوانی دارد و ما هم که در این فضا قرار گرفته ایم ،خلاقیتمان خیلی زیاد شده شده است،فکر می کنم اول به دلیل  همین فضاو محیط خود اصفهان و دوم به خاطر این که این خطوط با فطرت مردم خیلی سازگاره سازگارند و مردم خیلی به این ها علاقه دارندو برای خود ماهم جذابه جذابند و این باعث شده که این تلفیق کارجالبی شود و مورد استقبال مردم قرار گیرد.   >>از چه سنی به هنرخطاطی علاقمندشدیدو چه حسی باعث شد که به این سمت حرکت کنید ؟- از دوران راهنمایی .به خط نستعلیق خیلی علاقمند شدم البته فکر می کنم که این خیلی فطری است . خداونداین هنر را در وجود هنرمند قرار داده وهمین باعث می شودکه هنرمند یک زیبایی خاصی در این مسیر می بیند،خیلی ها این هنرها را می بینندولی هنرمند ها  این زیبایی ها را بیشتر می بینند و درک می کنند.وقتی ما (هنرمندان )این هنر ها را می بینیم  و  الهام می گیریم وسپس اجرا می کنیم ،در این قالب که می آید ،مردم طور دیگری با آنها ارتباط برقرار می کنند.چیزی که برای خود من جالب بود اینه که مردم خیلی جاها این خطوط معرق و نقاشی ها و خطوط اسلیمی و کارهای گرافیکی را  را دیده اند .ولی وقتی این کارها رادر قالب تابلو می بینند که کوچک شده و در مقابلشان قرارگرفته ،بیشتر زیباییش رامی بینند.    >> این طور که به نظر می آید برای هر کدام از تابلوها وقت بسیاری صرف شده ،به طور متوسط هرکدام چه مدت کار برده اند و مراحل کار به چه صورت بوده است ؟ - هرکدام بین 1 تا 6 ماه کار برده اند ،.کار هم در4 چهار مرحله انجام می شود ،:انتخاب طرح ،اتودزنی،انتخاب رنگ و اجرا و به همین دلیل علت وقت و حوصله بسیاری می طلبد چون یک ذهنیت می خواهد و. طولانی ترین و سخت ترین مرحله ،رسیدن به ایده برای طراحی تابلو است چون نباید ، کارها  نباید تکراری باشند.  >>در این نمایشگاه چند نمونه از کارهایتان را به نمایش گذاشته اید و به نظر خودتان  ویزگی اصلی این نمایشگاه چیست؟- در این جا 31 تابلوی خط نستعلیق می بینید که چکیده و گزیده همه تجربیاتم هستند. ویژگی این نمایشگاه این است که هر کدام از کارها در حس و حال خودش انجام شده و من در آن فضا بوده ام مثلا کار امام حسین (ع) در ایام محرم انجام شده و فضا و حس و حالی که داشتم مربوط به امام حسین بوده ؛است .دوست داشتم که هرکاری را در قالب و فضای خودش انجام بدهم ،به طور مثال در مورد  مثل تابلوی امام علی (ع) ،این را که ایده آن را از کارهای بنایی الهام گرفتم ،چون خطوط بنایی در مورد حضرت علی خیلی زیاداست،مثلا در مسجد جامع ، و مسجد حکیم و...این خطوط زیبا را زیاد، می بینیم .،دوست داشتم این خطوط زیبا را در قالب کارهای تابلوی خوشنویسی بیاورم و از آنها الهام بگیرم ،.سعی نشده نمی خواستم کارهای نمایشگاهی انجام شود بدهم بلکه سعی شده می خواستم به هر کاری درقالب و حس و حال خودش پرداخنه شود بپردازم و در اصل آن چیزی که واقعا درونم بوده را اجرا کرده ام.   >>نسبت به کدام تابلو حس متفاوتی دارید یعنی مثلا اگر بخواهید از ایران بروید و فقط یک تابلو باخودتان ببرید کدام یک از تابلوها را انتخاب می کنید ؟- سوال سختیست چون هر اثر یک هنرمند مثل بچه خوداوست و خیلی به آن وابسته است چون قسمتی از وجود خودش را درهر اثر می گذاردچون این قلم که متصل است به انگشتها ،انگشتها متصلند به دست و و همه اینها به قلب می رسند و کارها در واقع، از قلب و دل انسان نشات می گیرد و به روی صفحه منتقل می شود ،می خواهم بگویم که این کارها ، کار دل هستند .همه شان خوبند ،همه را دوست دارم ولی فکر می کنم تابلوی حضرت زهرا را از همه بیشتر دوست دارم. {در این تابلوی بسیار زیبا ،اسامی مختلف حضرت زهرا (س)را می بینیم که با کارهای گرافیکی بسیار جالب که جلوه خاصی به اثر داده اند ،تزئین شده است}  >>آیا تا به حال اتفاق جالبی درمورد این تابلوها برایتان افتاده ؟مثلا اتفاقی بیافتد که به شما ایده بدهد یا باعث بشود شما کاری را شروع کنید؟-[ من در] هر اثری که کارمی کنم، بیشتر به درون خودم مراجعه می کنم و فکر کردم می کنم  که مثلا دلم متمایل به چیست  ،فرضا مثلا ما یک شعر حافظ می خوانیم،انگار همه حرفهایمان رادرآن زده اند، انسان تخلیه می شودوبه نوعی با آن شعر یا خطی که نوشته صحبت می کند ، به درون خودم مراجعه کردم و فکر کردم که [چگونه و] با چه چیزی به آرامش می رسم ودر زندگی هنری ام چه گونه می توانم آرامش خودم را به دست بیاورم. در زندگی هنری ام می توان به آرامش برسم.توجه می کنم و می بینم که وقتی برای حضرت زهرا یا حضرت علی (ع) کار می کنم  ، انگار آرام می شوم ... .مثلا درکار حضرت علی (ع)، اتفاق جالبی که افتاد این بودکه برای این کار اصلا اتود نزدم ،. فقط یک شمسه داشتم از یک طراحی معماری ،.آن را که اجرا کردم ،مرحله به مرحله به ذهنم می رسید و انجام می دادم وخودش جاری می شد انگار خودشان می رساندند و من اجرا می کردم،. هنرمند واقعا همین طوراست،. واسطه ایست که ودیعه ای که خدا به او داده را اجرا می کند. شهید آوینی در این زمینه می گوید :[«] هنر درواقع  معراجیست معراجی است برای عبور از عالم محسوسات به عالم معانی و کیفیات باطنی[.»] واقعیت هم همین است،. رسالت ما این است که انسان زمینی و خاکی را به ملکوت ببریم و باخدا آشنا کنیم یعنی از یک کثرت به یک وحدتی برسانیم و این رسالت اصلی یک هنرمنداست که در آخر به مبدا برسد.  >>در این چند روز ،افراد مختلفی از نمایشگاهتان دیدن کرده اند و مطمئنا افرادی هم آمده اند و با خود شما صحبت کرده اند ،آیا خاطره جالبی از این دیدارها دارید؟از برخوردها و واکنش های مخاطبانتان خاطره جالبی به یاد دارید ؟- می ترسم دچار خودستایی یا مبالغه شوم ولی اتفاق جالب این بود که یکی از هنرمندان مجسمه ساز، آمده بودند این جا  و بعد از دیدن نمایشگاه ،گفتند "این کارها خیلی به دلم نشسته...و من خدا را در این ها دیده ام. من،خودم ،هنوز این حرف را تجربه نکرده ام ولی فکر می کنم که[«] خدارا در یک تابلو دیدن"[»]و این که یک کار اثر این طوری  چنین اثری بگذارد،واقعا کار بزرگیست بزرگی است. به نظرم  اگرما امروز به پارامترهاو شاخصه های اصلی ای،که یک هنرمند باید داشته باشد ،توجه کنیم ،می توانیم کارهایی انجام دهیم که به دل مردم بنشیندو با مردم ارتباط برقرار کند ، شاید یک سری کارها یی که تجربه موفقی ندارند و مردم نمی توانند با آنها ارتباط برقرار کنند،به دلیل این است که هنرمند ،خودش را اصلاح نکرده و درون خودش را صاف نکرده چون این کارها از درون بر می خیزد ،باید از درون صافی بلند شود تا به دل بنشیند ،کسی که درونش پاک نباشد و تزکیه نداشته باشد،نمی تواند با مردم ارتباط برقرار کند ،در واقع آن زشتی ها و ناخالصی های وجودش نمی گذارند که زیبایی ها تراوش پیدا کنند و به کارش خدشه وارد می کند ،استادان خوشنویسی هم بر همین نکته تاکید دارند و مرحله آخر خوشنویسی را "صفا و شان"می دانندو این موقعی حاصل می شود که هنرمند خودش را از صفات رذیله خالی کند و نفس و درونش را پاک و آیینه نماید.  >>چه کسانی بیشترین نقش را در پرورش این استعداد شما ،ایفا کردند و باعث شدند که شما در این راه موفق شوید ؟- به نظر من زندگی هنری یک هنرمند توسط خودش شکل می گیرد،اگر هنر دروجود خودش باشدو استعدادش را داشته باشد ،تراوش می کند و این هنر البته ،بعضا به حمایت احتیاج داردکه برای من ،این حمایت توسط پدرومادرم صورت گرفت و آنها مشوق و راهگشای اصلی من بودند.   >>به عنوان آخرین سوال ،هرچیزی که فکر می کنید باید گفته شود ،عنوان کنید .- من در پایان لازم می دانم از کسانی که زحمت کشیدند ،اساتید ،پدرومادر ،دوستان وکسانی که حمایت کردندو باعث شدندمن بتوانم در این زمینه فعالیت کنم و هنر خودم را به این صورت ارائه بدهم ،تشکر کنم .   


    نظرات ( 0 ) [ارسال نظر] :: لينک ثابت